تبلیغات
هوای حوصله ابریست - ای مهربان خدای من
چهارشنبه 7 مهر 1389

ای مهربان خدای من

• نوع مطلب: داستانک ،
• نوشته شده توسط: زیبا پرست

و تنها بود و چشم می دوخت به دور دست ها و نی می زد و سوز دل داشت . و آن که سوز دل دارد و نی می زند و چشم می دوزد و تنهاست ، حتما عاشق است  و آن که عاشق است ، دعا می کند و آن که دعا می کند حتما خدایی دارد پس چوپان خدایی داشت .

دست بر دسته صندلی اش گذاشت . دست بر حافظه چوب و وچوب ، نجار را به یاد آورد و نجار ،درخت را و درخت دهقان را و دهقان همان بود که سالهای سال نهال کوچک را آب داد و کود داد و هرس کرد و پیوند زد  و دل به هر جوانه بست و دل به هر برگ کوچک . و آنکه می کارد و دل می بندد و پیوند می زند ، امیدوار است 
 

و آن که امید دارد ، حتما عاشق استو آن که عاشق است ، ، دعا می کند و آن که دعا می کند حتما خدایی دارد پس دهقان خدایی داشت . و او که برصندلی چوبی نشسته بود و ژاکتی به تن داشت و چای می نوشید ، با خود گفت : حال که دختر چایکار و چوپان جوان و دهقان پیر خدایی دارند ،  پس برای من هم خدایی است .

و چه لحظه ای بود آن لحظه که دانست از صندلی چوبی و ژاکت پشمی و فنجان چای هم به خدا راهی است .

ای مهربان خدای من


نظرات() 



Foot Complaints
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:44 ق.ظ
My spouse and I stumbled over here by a different page and
thought I might check things out. I like what I see so now i'm
following you. Look forward to looking at your web page repeatedly.
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 04:44 ب.ظ
It's awesome in support of me to have a web page, which is helpful in favor of my knowledge.

thanks admin
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

- Begin MeLoDiC.blogfa.com -->